کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   05:23
 

مسابقه ویژه همراه با جوایز
سوال هفته

به کدام قسمت کعبه ملتزم میگویند ؟

قسمت پایین ناودان طلا
محدوده حجرالاسود و در کعبه
فاصله حجر اسماعیل تا مقام ابراهیم
هیچ کدام

[ ورود ] و یا [ ثبت نام ]

سوال 20 امتیازی

آمار شرکت کنندگان


منوی اصلی
لینکهای سریع
امکانات سایت
بخشهای دیگر
بخش کاربری
بخش خبری

آرشیو موضوعی

لینکهای مفید

» از همه جا از همه رنگ

» ثبت نام عتبات عالیات
» 30ساعت فیلم عمره
» البوم مصور حج
» موبایل
» فیلم
» لبیک حج
» اخبار حج و عمره
» مکالمه عربی
» حج تمتع90
» سیستم عمره
» عمره
» عمره سعادت
» اداره حج و زیارت کاشان
» بعثه مقام معظم رهبری
» سامانه جامع کارگزاران
» موسسه فرهنگی عمره سعادت
» مشاهده نتایج قرعه كشی پیش ثبت نام عتبات عالیات

» اعلام نتایج قرعه کشی سفر عمره مفرده


شركت مركزي كارگزاران زيارتي كاشان


لحظه شمار غیبت

اوقات شرعی
التماس دعا


سفرنامه حج 94

سفرنامه حج 94

سفرنامه حج 94

سلام با لطف الهي ماو حجاج كاشاني بسلامت به ميهن اسلامي بازگشتيم و غم ياران ازدست رفته كه درحادثه مني دعوت حق را  لبيك گفتند با خودداريم وبه روح بلندشان صلوات ميفرستيم .الان با خيال راحت ميتوان سفرنامه رانوشت .اما بعد.گفته بوديم ساعت 6عصر هيجده مهرماه زائرين در ترمينال باشند وقتي خودمان به ترمينال رسيديم با دريايي از بدرقه كنندگان مواجه شديم از زن ومرد كوچك وبزرگ شهري وروستايي.هاج وواج مانده بوديم كه چطور ماشينها راحركت بدهيم بماند باچه زحمتي ازترمينال خارج شديم و گوسفندي هم براي سلامتي حجاج قرباني كرديم  .ساعت 2بامداد هواپيما پرواز كرد بسوي نور.تابعد

..............................

وارد فرودگاه مدينه شديم فرودگاهي كه تازه افتتاح گرديده و ماموران سعودي در گيت ها منتظر ورودما بودند اولين كار تنظيم ساعت بود گه 1/5ساعت به عقب كشيده شد تاباوقت سعوديها تنظيم شود و همه زائرين پشت سرهم در صف هاي جداگانه قرارگرفتتند و هرزائري كه گذرنامه ميداد حدود 10دقيقه انگشت نگاري و عكسبرداري ازقرنيه چشم بعمل  مي اوردندند كه مدت زيادي معطل شديم وبعداز برداشتن چمدانها سوار اتوبوسهائيكه سازمان حج تدارك ديده بود شده وبه سمت هتل محل اقامت (صافي الياس)حركت كرديم .حدود 20دقيقه بعد كنار هتل توقف كرده وعوامل هتل به استقبالمان امدند و با چاي گرم از ماپذيرائي كردند و بعداز توضيحات مدير مجموعه (آقاي مهرپرور)وگرفتن كليداتاقها زائرين براي استراحت  به اتاقهايشان رفتند.تابعد.

...............................

ساعت 9 صبح براي زيارت حرم رسول اله رفتيم زائران چه شوقي داشتند گريه امانشان نميداد .وقتي به بين الحرمين وبقيع مظلوم رسيديم از خود بيخودشدند و آقاي موسوي زيارتنامه را با سرعت خواند كه سعوديها مزاحم نشوند و بعداز زيارت به هتل برگشتيم وقرارگذاشتيم صبح بعداز نماز بين الحرمين باشيم تا آقايان به داخل بقيع بروند وخانمها از پشت ديوار بقيع زيارتنامه رابخوانند وچنين شد .اما داخل بقيع آنقدر شلوغ بود كه امكان زيارت نبود ومابزحمت بعداز زيارت ائمه بقيع براي خودمان وبه نيابت شما از اولين خروجي برگشتيم .باوركنيد درطول سفرهاي گذشته هيچوقت بقيع به اين شلوغي نبوده است واين نيست جز صدور تفكر شيعه وجمهوري اسلامي .چراگه وهابيون ريارت قبورراحرام ميدانند.تابعد.

...............................

كاروان ما167نفرست كه حجه السلام موسوي روحاني وخانم طرقي معينه و اميدعبدي  وآقاي بخشي وخانم نعمتي عوامل وآقاي دكتر كرباسي پزشك كاروان هستند وتمام بار كاروان بر دوش اين عزيزانست البته در كاشان سه كاروان ديگر هم هست كه ما وكاروان آقاي فتاحي مدينه قبل وكاروان آقايان پرتوي وكاشاني مدينه بعدهستند .(مدينه قبل يعني زائران اول باهواپيمابه مدينه وآنگاه بااتوبوس يه مكه ميروند ومدينه بعد يعني اول باهواپيمابه جده وسپس مكه وآنگاه بااتوبوس بعداز اعمال حج به مدينه ميروند).البته در هرهتل مكه ومدينه مجوعه اي از عوامل حج هستند كه درآنجا مستقر بوده كارهاي تغذيه وتداركات و اسكان زائرين راانجام مي دهند .جلسات مناسك حج كه درواقع كلاس آموزشي زائرين است هرروز ساعت 4/5بعدازظهر در طبق خودمان برگزارميشود وآقاي موسوي وبنده (عبدي)نكات مربوطبه مناسك حج و ااجرائي كاروان رابه زائرين گوشزد مي كنيم.وامروز قراراست بعد ازجلسه به ديدن مسجد امام علي برويم .تابعد

..............................

ساعت 4/5 كاروان حركت كرد بسوي مسجد امام علي (محلي كه امام علي نماز جمعه راميخوانده ونزديك حرم نبوي است )ومسجد غمامه (محلي كه ابر  برپيامبر اكرم سايه افكنده ).تا خواستيم زيارت كنيم عوامل وهابي رسيدند ومزاحم شدند ولي نماز تحيت را درمسجد غمامه خوانديم ودر حاليكه درب مسجد امام علي بسته بود بطرف حرم پيامبر رفتيم تا نماز جماعت مغرب وعشا رادرانجا بخوانيم .جاي همگي شما خالي بود .براي شام به هتل برگشتيم وفرداقراراست براي زيارت دوره ساعت 7صبح با اتوبوس برويم ((زيارت هفت مسجد كه معروف است به سبعه مساجد و مسجدقبا و كوه احد را كه دريك روز انجام ميشود زيارت دوره نامند).بناراين لازم است كه زودتر استراحت كنيم چون فردا راه درازي درپيش داريم .تابعد

.............................

ساعت 3عصر4ساعت دستگاه اتوبوس آماده براي بردن زائرين به زيارت دوره درب هتل آماده بود كه حجاج ما سوار شدند و درحاليكه در هراتوبوس راهنما ئي قرار داده بوديم  بطرف كوه احد حركت كرديم .البته چندين نفر از زائرين هم نيامدند حالا به هردليلي.در احد مكاني كه حمزه سيدالشدا بشهادت رسيد و دندان رسول خدا شكست بعد از زيارتنامه و فاتحه به طرف اتوبوسها برگشتيم و براي زيارت سبعه مساجد حركت كرديم .البته احدخيلي خلوت بود وباد خوبي هم وزيدن داشت  .در سبعه مساجد از اتوبوس پيادشده وبطرف مسجد تازه سازي كه بجاي مساجد ديگرساخته اند دوركعت نماز خوانديم و آقاي موسوي مختصري در مورد آن مكان صحبت كردند كه مامورين وهابي مانع مي شدند و سپس سوار اتوبوسهاشده وبطرف مسجد قبلتين به مسيرخوادامه داديم .البته درمكان سبعه مساجد كه جنگ خندق رخ داده براي حضرت زهرا و امام علي(ع)و سلمان و...مساجدي به احترام آنها ساخته اند كه سعوديها درب آنها رابسته اند

.............................

بعداز 2ركعت نماز در مسجد قبلتين به سمت مسجد قبا حركت كرديم و تا نماز مغرب مانديم و سپس به سمت اتوبوسها برگشتيم  وزائرين مشغول خريد از دستفروشها شدند و ما هم نظاره گرآنها بويم و بعد به هتل رسيديم و براي سرو شام به رستوران رفتيم .شام چلو كباب كوبيده بود كه زائرين درخواست غذاي رژيمي مي كردند .--.مسجد قبلتين مكاني است كه آنجا  در سال دوم هجرت دستور تغيير قبله از مسجد الاقصي به سمت كعبه از طرف خداوند به رسول مكرم اسلام صادر شد-مسج قبا اولين مسجدي است كه در اسلام و در مدينه براساس تقوي ساخته شد -

.............................

روز سه شنبه كه يك روز مانده به پايان سفر مدينه ساعت 5 عصربه مسجد الاجابه رفتيم البته همه زائرين نيامدند و پياده رفتيم درب مسجد بسته بود وآقاي موسوي در مورد مسجد مطالبي بيان كردند و بعد از آن پياده به هتل برگشتيم و منتظر شديم تا ماشين بار كه چمدان حجاج را به مكه مي برد بيايد  ساعت 11شب ماشين بار آمد و بعداز شمارش چمدانها بطرف مكه وهتل مساكن الحياه حركت كرد و ما به اتاقمان رفتيم تا استراحتي بكنيم چراكه فردا ساعت 4 عصر بايد هتل را به مقصد مكه ترك كنيم وروز پركاري در پيش داريم تا بعد.

............................

تمام برنامه را جوركرده ومرور كرده بوديم كه ساعت 4عصرحركت كنيم زائرين نهار را صرف كردند و همه درحاليكه لباس سفيد رنگ احرام بتن داشتند به قسمت همكف كه لابي ناميده ميشود آمدند و كليد اتاقها را تحويل داده و در سالن انتظار نشستند آقاي كاشاني مداح اهلبيت وديگر ذاكرين به مديحه سرائي پرداختند ومنتظر اتويوس مانديم .انتظار طول كشيد تا ساعت 7 عصر كه هم زائرين كلافه شده بودند وهم مانگران دير رسيدن به مسجد شجره .تااينكه اتوسها آمدند با راننده هاي ناشي و ترافيك سخت كه به زحمت ساعت 7/30به مسجد شجره رسيديم.-مسجد شجره مكاني است كه زائريني كه از مدينه به طرف مكه ميروند دراين مسجدبايد محرم شده و لبيك بگويند-- درحاليكه تقريبا همه زائرين ايراني رفته بودند وماهم بعد از نماز و لبيگ گفتن و محرم شدن سوار اتوبوسها شديم وبطرف مكه حركت كرديم .در وسط راه در رستوران بين راهي كمي استراحت كرده و نوشابه اي خورديم و بسمت مكه ادامه مسير داديم .ساعت حدود 4/30صبح بود كه به هتل رسيديم زائرين با ديدن مكه و مسجدالحرام زار زار شروع به گريه كردند و با خداي خود رازو نياز كردند .پاي اتوبوس عوامل مجموعه به استقبالمان آمدند با چاي و شكلات وما وارد هتل شديم.تابعد

...............................

زائرين به اتاقهايشن رفتند و قرار شد ساعت 5/30صبح پائين باشيم(  البته قرارشد زائريني كه نياز به همراه ويا ويلچر داشتند شب هنگام براي طواف برده شوند تا مشكلي برايشان پيش نيايد) تا با ماشين به حرم براي عمره تمتع برويم .همه صبح زود بيدارشدند و بعداز صرف صبحانه سوار ميني بوسها شديم وبا تابلو به سمت مسجدالحرام حركت كرديم .ماشينها مارا به ايستگاه باب علي بردند البته در دو مرحله و همه زائرين درحاليكه حوله ولباس سفيد بتن داشتند و مانند فرشتگان الهي بنظر ميرسيدند وارد محوطه بيروني مسجدالحرام كه همان شعب ابوطالب درزمان پيامبر(ص9باشد رسيدند و آقاي موسوي براي آنها مطالب راگفت و من هم مطالب اجرائي كه درزمينه گم نشدن آنها بود گفتم و فرشتگان به حركت درامدند .از پله برقي پائين رفتيم و در حاليكه سرها به زمين دوخته شده بود وارد صحن شديم و همه به سجده افتاديم و بعداز راز ونياز وقتي سرهارا بلند كردندو كعبه را براي اولين بار ديدند ناله ها به هوابرخاست و گريه شوق از گونه ها به پائين غلطيد .آنگاه برخاستند و با هم به طرف حجر الاسود كه شروع طواف است حركت كرديم والله اكبرگويان وبه نيت عمره تمتع طواف را شروع كرديم .تابعد

...............................

تاساعت 10صبح طول كشيد .همه بعداز انجام اعمال پشت مقام ابراهيم جمع شده بودند چند نفري هنورز نيامده بودند شايد شك در طواف يا نماز كرده بودند .حاجي اميدرا گذاشيم بماند براي زائريني كه ديرتر مي امدند و خودمان زائرين را به طرف اتوبوسهاذحركت داديم .همه خسته و لنگان اما بانشاط و فراغ بال در منطقه باب علي كه ايستگاه اتوبوسها است سوار شديم و نيم ساعت بعد بههتل محل اقامتمان رسيديم .

مدير مجموعه كه يكي از عزيزان شيرازي بود بنام آقاي حميدي زاده كه يادشان بخير باشد در استقبال از ما هم در وروداولمان وهم بعداز حرم زحمت زيادي كشيد و با روي گشاده از حجاج پذيرائي كرد و انصافا عوامل خوبي هم داشت كه زحمات آن عزيزان ستودني است .باري زائرين به استراحت پرداختند وما هم با مديرمجموعه جلسه اي براي هماهنگي كارها برگزار كرديم وبعداز ان براي استراحت به اتاقمان درطبقه اول رفتيم و دراين لحظه بقيه زائرين هم به اتفاق حاجي اميد امدند .تابعد

.............................

امروز روز اول ورودمان به مكه مكرمه است زائريني كه در لباس احرام هستند از افراد مسن و ويلچري دائما ميگويند كي ميرويم حرم وما هم وعده بعداز شام رابه انهاداده ايم .انهابا لباس احرام در لابي هتل جمع شده اند و چند نفذري هم براي كمك به انها در همكف منتظر حركت به سمت حرم هستند ميني بوسها امدند و زائرين جامانده به اتفاق عوامل واقاي روحاني رفتند براي اعمال عمره تمتع و ساعت 2بامداد باخيالي اسوده وجسمي خسته به هتل بازگشتند و ديگر زائر جامانده اي نداشتيم  .خيالم راحت شد به اتاق رفتم و 2ركعت نماز شكر بجااوردم كه حجاجمان همگي به خوبي وسلالمت ازاحرام خارج شدند .تابعد

..............................

صبح براي نماز بيدار شديم و بعداز آن با مدير مجموعه براي شيفت بندي رستوران و مرتب كردن آن به اتفاق ساير مديران يك جلسه اي تشكيل داديم البته هنوز آقاي فتاحي مدير كاروان ديگر نرسيده وقراراست امشب بيايد .

حجاج بعداز استراحت خودشان با ميني بوسي كه دراختيار هتل است وخط4ميباشد به اتفاق عوامل كاروان براي زيارت حرم رفتند ونزديك ساعت1يعداز ظهر برگشتند وبعداز صرف ناهار به استراحت پرداختند .ساعت 4/30جلسه مناسك درطبق زيرزمين كه سالن اجتماعات است تشكيل شد كه حاج اقاي موسوي وبنده مطالب حج و برنامه روزانه وهفتگي راتشريح كرديم وقرارشدفردا براي اشنايي با اماكن داخل حرم همگي به مسجدالحرام برويم.تابعد

............................

امروز سومين روز اقامت درمكه مكرمه است وهمه زائرين را براي اشنايي با اماكن حرم به خانه خدابرديم در توقفگاه دوم دراطراف حرم بنا م باب علي كه نزديك شعب ابي طالب ميباشدپياده شديم ووارد محوطه بزرگي كه همان شعب است شديم واقاي موسوي يك ساختمان سفيدرنگي را كه تابلو كتابخانه داشت نشان دادند وگفتند اين محل مولودالنبي ومحل تولد حضرت پيامبر بزرگ اسلام است كه هنوز از گزندتخريب ال سعوددرامان مانده است و زيارت نامه اي قرائت كردند و وارد محوطه شديم و جرثقيلي كه زائرين حرم را قتل عام كرد ه بودنيز درمحوطه نمايان بود.سپس شعب ابي طالب يعني محلي كه پيامبراسلام ويارانش 3سال در محاصره اقتصادي كفار مكه بودندرا زيارت كرديم وفلسفه ان تشريح شدو انگاه از پله برقي پايين رفتيم وداخل صفاومروه شديم وداخل مسجدالحرام ومكان چاه زمزم و مقام ابراهيم وحجراسماعيل وحجرالاسود وناودان طلا را براي حجاج تشريح كرديم وبه طبقه دوم رفتيم وسپس به پشت بام خانه خدا كه منظره داخل صحن طواف از پشت بام انقدر زيبا بود كه زبان از بيانش قاصراست و اشك درچشمان زائرين حلقه زده بود .گردخانه خدا دسته دسته مردم از سفيدوسياه  -زن ومرد-پيروجوان شرقي وغربي مليت هاي مختلف .هريك به شكلي مانند نقاشي هاي رنگارنگ . به طواف مشغول بودند وبا معبودخودراز ونياز ميكردند بعداز ساعتي نمازي به نيابت التماس دعاكنندگان خوانديم و بازگشيم .تابعد

.............................

چهارمين روزيست كه در مكه هستيم و تب رفتن به مني وعرفات بالا گرفته و ساعت 4/30جلسه داشتيم و بعد از آن همه زائرين به اتفاق به كوچه پشت هتل كه به كوه متصل است رفتيم و حجاج مشغول جمع كردن سنگريزه ها شدند تا در رمي جمرات به شيطانهاي سه گانه بزنند- هر حاجي تعداد49سنگ ريزه مي خواهد كه  در سه روز اقامت در مني  به نمادشيطان كه اصطلاحا جمره كوچك و متوسط و بزرگ گفته مي شود بزند-

اتاقهاي هتل نسبت به ظرفيت انها كوچك است و بعضا زائرين گله حقي هم داشتند  وامروز يكي از زائرين كاروانها داخل هتل با صداي بلند اعتراض داشت كه با گفتگو مسئله حل و ختم بخيرشد البته بعضي هم نسبت به غذا كه پخت ان از مدينه كم كيفيت تر هست گله داشتندكه با اين توجيه كه غذا از اشپزخانه متمركز پخت ميشود و بهداشتي است و براي همه هتل ها يكسان است قانع شدند البته در ظاهر.تابعد


سفر نامه حج 92 - مجموعه مساکن الحیا

سفر نامه حج 92 - مجموعه مساکن الحیاه

سلام قرار است از امروز سفر نامه حج 92 را به رشته تحریر دراوریم باشد که ازاین راه عزیزان را همسفر خود نماییم ودستی به دعا برداریم که خدایا این سفررا برای همه ارزومندانش میسر گردان آمین یا رب العالمین

در سنوات قبل برای رفتن به حج مدیر کاروان با مجوز حج وزیارت ثبت نام می کرد وبا عوامل خود زائرین را به حج میبرد اما از سال گذشته خدمتگزاری به حجاج به" مجموعه "که شامل   مدیر مجموعه و عوامل آن و چندین مدیر کاروان و روحانی ومعاون کاروان   واگذار شده است که دریک هتل مستقر هستند  مشترکا خدمت به حاجی می کنند از مسکن و غذا گرفته تا زیارت و طواف و منی وعرفات  و ان سختی های گذشته کم شده است وامسال هم زائرین کاشان در یک مجموعه به نام مساکن الحیاه سکنا گزیده  بودند شامل 4کاروان که از روز 4 مهر تا 7مهر مجموعه را کامل کردند  . این مقدمه را آوردم تا ذهن عزیزان را آماده سفر کنم

............................

 23شهریور بود و همه شور خاصی برای رفتن به پابوس رسول مکرم داشتند و ساعت 1اجتماع بدرقه کنندگان در جلو دفتر روضه رضوان  خبر از این داشت که تاخیری در کار نیست. بچه ها پرشور تر و کمی نگران ندیدن بابا و خانواده ها دلتنگی همراه با  هیجان این سفر معنوی .تک تک عوامل آمدند آقای رضوانیان وحاجی پرویز وآقای صادقی آشپز ودکتر ساغرو  خانم نعمتی دستیار  . راس ساعت 2 با خدا حافظی و در حالیکه اشک شوق  بدر قه کنندگان جاری بود از نظرها پنهان شدیم  وتا چشم باز کردیم بلند گوی فرودگاه مهراباد تهران اعلام کرد زائرین پرواز مدینه  سوار شوند و آنوقت بود که باورمان امد به مدینه  شهر عاشقان میرویم ساعت 11شب انتظار به پایان رسید وپرواز سفر عشق آغاز شد وهمه زائرین مشتاقانه در انتظار دیدن شهر پیامبر بودند  که چراغهای یثرب پدیدار شد و زائرین صلوات فرستادند و رفته رفته شهر بزرگ شد وبزرگتر تا از دور گلدسته های مسجداالنبی نمودارودل عاشقان به پرواز درامد ودر حالیکه  مات و مبهوت بودیم  به یاد همه مشتاقانیکه نتوانسته اند لذت این سفر را بچشند  برایشان وبرای همه التماس دعاگویان  دعا کردیم

.............................

ساعت 2به وقت عربستان  در فرودگاه شهر مدینه از هواپیما پیاده شدیم ودر صف  مهرکردن و گرفتن گذرنامه ایستادیم واین انتظار 3ساعت به طول انجامید و وقتی ازسالن انظار بیرون آمدیم یک اتوبوس مارا به هتل محل اقامتمان رساند وما بعدازنماز وگرفتن اتاق به استراحت پرداختیم تا ساعت 8 که به سمت حرم حرکت کردیم المنار الفضی نام هتل ما بود که هم دور بود و هم نانظیف .وقتی از نزدیکیهای کوچه بنی هاشم که الان اثری از ان در دست نیست رسیدیم نفسهایمان به شماره افتاد چرا که این مکانی بود که قطعا رسول خدا قدم گذاشته وما از اینکه این افتخار نصیب ما گشته نماز شکر بجا آوردیم.وارد مسجدالنبی شدیم ودر قسمت روضه رضوان به یاد همه مشتاقان و التماس دعا کنندگان 2رکعت نماز بجااوردیم وسپس نزدیک درب خانه حضرت زهرا (ُ) دعای حضرتش راخوانده وآهسته وزیر لب صلوات فرستادیم . ساعت از نیمه گذشته که عازم هتل محل اقامت شدیم.مدت اقامت مادر مدینه 3روز است وما بعداز آن برای رفتن به مکه مکرمه باید محرم شویم .

.........................

عصر روز سوم لباس احرام به تن کردیم و آماده حرکت به میقات مسجد شجره شدیم م(میقات مکانی است که زائرین برای محرم شدن  به انجا میروند و در اطراف مکه چندین میقات وجود دارد) در داخل اتوبوسی که ما را به میقات میرساند  یکی از مداحان اهل بیت شروع به مداحی وروضه کرد که دل همه رابرد  وما غرق در عالم روضه شدیم واز اینکه به این زودی دیار یار را ترک میکنیم افسوس میخوردیم . در حالیکه اتوبوس از کنار مسج النبی حرکت میکرد وگلدسته ها نمایان شد همه زار گریستند و . شهر مدینه با آنهمه خاطرات دردل نهفته اش از دید ما پنهان شد و خود رادر شجره یافتیم.مسجد شجره در نزدیکی مدینه و مکانی است که رسول اعظم اسلام برای رفتن به حج از آنجا احرام بستند وچاه های معروف به حضرت علی که گفته شده خود حضرت حفر کرده اند در آنجا واقع است .   آماده بستن احرام شدیم . سه نماز 2رکعتی قبل از محرم شدن وپس از آن لبیک گفتن ثواب بیشتری دارد . در مسجد شور خاصی بود و همه در التهاب و صداهای لبیک االهم لبیک لبیک لا شریک لک لبیک در فضای مسجد طنین انداز بود  و هرگروهی با روحانی خودشان دور هم جمع شده بودند و احرام می بستند و صدای اذان مارا به صف نماز جاعت مغرب کشاند  بعد از آن نماز عشائ را به امامت نماینده بعثه مقام معظم رهبری که برای ادائ نماز آمده بودندخواندیم و لبیک گویان به طرف اتوبوسها حرکت کردیم و چندی بعد در راه مکه مکرمه بودیم


......................

بعد از حضور و غیاب دراتوبوس به وسیله آقای رضوانیان  که البته  همه حاضر بودند با ذکر لبیک از مسجد شجره به طرف مکه مکرمه حرکت کردیم همه سپیدپوش وزمزمه های لبیک برلب  . یواش یواش خواب برمامستولی شد تا با ترمز اتوبوس که نشان از ایستادن در توقفگاه النخیل داشت از خواب بیدار شدیم و سهممان راکه یک قوطی نوشابه بو دریافت کردیم و بعد از کمی استرحت  به راه خود ادامه دادیم.النخیل رستوران بین راهی است که زائرین برای استرحتو ونوشیدن اشربه در ان توقف میکنند .مسافت مکه تامدینه حدود420کیلومتر است که بین 6تا 7ساعت طول میکشد. معاون مجموعه درطول این مدت کنار راننده نشسته بود وبا ایشان حرف میزد تا راننده به خواب خوش نرود ..ساعت 1/5بامدادبه ابتدای حرم که به شکل یک مداد سنگی بزرگ نشان داده شده است رسیدیم  وبعداز بازرسی پلیس سعودی که مشهور به شرطه است وارد منطقه حرم شدیم .دورتادور مکه به فاصله های متفاوت محدوده حرم است که کمترین آن حدود 6کیلومتر تا مسجدالحرام فاصله دارد و مسجد تنعیم درانجاقرار دارد .مسجد تنعیم همان مکانی است که زائرین عمره برای عمره مجددازآن محل احرام می بندند.

ساعت 2 بامداد به مکه رسیدیم و چون هتل ما -مساکن الحیاه-هنوز آماده نبود با یک وانت به هتل کناری آن نقل مکان کردیم .البته مسولین مسکن منطقه 2مکه آقای حویزاوی منتظر ما بودند و مارا راهنمایی ومساعدت کردند .اسباب اثاثیه را داخل اتاهها گذاشتیم وبعداز وضو برای اعمال عمره مفرده بطرف مسجدالحرام حرکت کردیم .البته عوامل مجموعه برای خدمت بهتر موظف به ا نجام  عمره مفرده هستند در حالیکه زائرین عمره تمتع بجا میاورند.

.......................

نزدیکی های مسجدالحرام که رسیدیم صدای جرثقیلها فضای محوطه را پر کرده بود وکارگران مشغول کار بودند تا محوطه صحن را برای حج آماده کنند.فقط یک راه ورودی برای خانه خدا باز بود که ما از باب مروه وارد شدیم و از داخل صفا و مروه  تا کوه صفا رفتیم واز آنجا به داخل مسجدالحرام وارد شدیم جای همگی خالی  اول به سجده افتاده ونماز شکر بجا آوردیم و لحظاتی از خود بیخود شدیم .به نیت التماس دعا کنندگان ودوستان و همشهریان ودیگرانیکه  به نیت آنها احرام بسته بودم از ابتدای حجرالاسود طواف عمره مفرده را شروع کردیم و به دریای مشتاقان پیوستیم .برای انجام عمره 7دور طواف انجام دادیم که  که از حجر السود شروع و به حجر ختم میشود و پس از آن 2رکعت نماز طواف  پشت مقام ابراهیم خواندیم. و سعی صفا و مروه که هفت شوط است واز صفا به مروه انجام میشود  سپس  تقصیر کردیم یعنی قسمتی از موی سر و ناخن را گرفتیم  و آنگاه 7دور طواف نسا و 2 رکعت نماز آن خواندیم واز احرام خارج شدیم .آنقدر خلوت بود که قبل از نماز صبح اعمال انجام شد و مامنتظر نماز صبح شدیم که با ادای نماز صبح سبک بال به محل اقامتمان برگشتیم وبه استرحت پرداختیم تا فردا صبح شود وببینیم با این هتل نیمه کاره مساکن الحیاه و آمدن زود هنگام حاجیان کاشانی  چه کنیم اضطراب فراوانی از آماده نشدن هتل برما مستولی شده بود که با آنهمه خستگی خواب راهی به چشمانمان  پیدا نکرد .  .تا فردا .

.....................

.چون هنوز زائران نیامده بودند برای خوردن صبحانه یک نان افغانی و2تا کاسه حلیم از مغازه سرکوچه خریدیم  و بعد از صرف صبحانه آماده بازدید از هتل مساکن الحیاه شدیم تا عمق مسئله را دریابیم .وقتی وارد هتلی شدیم که تا یک هفته دیگر قرار است زائرین ی از کاشان را پذیرائی کند برخود لرزیدیم .چرا که سفیدکاران درحال گچکاری بودند و سنگ کاران در حال فرش کف سالن وبرقیها در حال سیم کشی وهرکسی به کاری مشغول وچشم کسی آب نمخورد که کمتر از یک ماه تمام شود .اولین اقدام این بود که با صاحب هتل تماس بگیرم ونگرانی این خطر را گوشزد کنم .دراسرع وقت صاحب هتل که تمایل آشکاری با شیعه داشت  ونامش سامی بود نمایان گردید  و مثل اینکه چندین سال است با هم آشناییمبه مصاحف پرداختیم و آنگاه  با هموارد گفتگو شدیم. و ایشان قول داد که تا مدت یک هفته این کار نشدنی را انجام دهد .وبعد از بازدید از طبقات نکاتی که باید انجام دهد به ایشان میگفتیم واوهم تمام وکمال قبول کرد.بطوریکه از فردا صبح حدود 100نفر از بنا و درب ساز و برقی و لوله کش و قفل ساز و ووورابه هتل آورد بطوریکه هر 25نفر دریک طبقه کارمیکردند .تا 11شب یکسره بدون وقفه .وما هم تند وتند نظرات ارشادی می دادیم ودل دردلمان نبود .برای نهار به هتل دار هادی رفتیم هتلی که محل بعثه و ستاد است ومیتوانستیم مشکلاتمان را با مسئولین در میان گزاریم.مسئول مسکن دلداریمان داد که اگر آماده نشد هتل دیگری اجاره میکنیم  ولی ما میدانستیم که این امر تقریبا محال است ودر ضمن جای هتل خودمان و ساخت آن و صاحب ش خوب بود وما نمیخواستیم که هتلمان عوض شود .بناچار برگشتیم و باشدت بیشتری پیگیر کارمان شدیم.تافردا

.....................

صبح زود بعداز صرف صبحانه که طبق معمول نان افغانی و حلیم بود و حاجی عباس معاون مجموعه تهیه میکرد برای پیگیری کارها به هتل مساکن الحیاه که همسایه ما بود رفتیم دیدیم ماشین آب برای زوار آمده و از ما میخواست تخلیه کنیم گفتیم هنوز هتل ما در وپیکری ندارد وناخواسته بطری های آبرا به هتل مجاور داد.ونزدیکیهای ظهر ماشین میوه آمد وبناچار از قبول آن بدلیل عدم انبار خودداری کردیم .تا ظهر از این طبقه به آن طبقه میرفتیم و نیاز هارا یادداشت وبرپیشرفت کارها نظارت میکردیم .سرظهر به دارهادی رفتیم و بعداز صرف نهار که چلو قیمه بود به هتل برگشتیم وبرنامه شیفت ها ی مدیران وزمانهای حضور زائرین دررستوران ومقدمات آنرا فراهم کردیم.جای انبار را مشخص کردیم که نزدیک رستوران باشد وجای غذاکشیدن در رستوران و قسمت زن ومرد را مشخص کردیم وتا ساعت 11شب طول کشید .بعد از صرف شام به حرم رفتیم جای همگی خالی بود وارد مسجدالحرام که شدیم تمام خستگی روزانه تمام شد.قدری روبروی خانه خدا به نظاره نشستیم ودورکعت نماز به نیابت همگی خواندیم .چند آیه تلاوت قران .دوستان به طواف مستحبی مشغول شدند وما به حجر اسماعیل رفتیم تا نمازی هم آنجا بخوانیم که روایت شده صواب زیادی داردو مکانی است که قبر بیش از 70پیغمبر در حجر اسماعیل است از جمله خود حضرت اسماعیل .زیر ناودان طلا به یاد همه مومنین ومومنات دعا کردیم و طلب مغفرت . عجیب است که در این مکان همه دوستان در ذهن ما میآید گوئی که همه اینجا هستند و ما آنها را میبینیم .بعد از زیارت با دلی شاد روانه هتل میشویم البته با سواریهائی که داد میزنند عزیزیه عشر ریال یعنی 10ریال-عزیزیه نام خیابانی است که بیشترهتل های زائرین ایرانی در انجا قراردارد-. که سوار میشویم وبا راننده که ادم خوش مشربی است واز ایرانی ها هم اطلاعات ناقصی دارد به گفتگوی دست و پاشکسته ای می پردازیم .ساعت 2صبح  به خانه میرسیم و نگهبان با چشمانی خواب آلوده و با اکراه درب را باز میکند و ماداخل میشویم . تا فردا

.......................

هرروز در ستاد منطقه از ساعت 9صبح جلسه داریم و هرروز مدیران جدیدی اضافه میشوند و از زائرین و هتل خود سخن میگویند وما نگران از کمبود وقت و آماده نبودن هتل فقط دعا میکنیم تا آمدن حاجیان کاشانی همه چیز آماده شود..امروز برای اجاره وانت بزرگ بار که در عربستان به آن قلاب میگویند با حاجی عباس -معاون مجموعه-به روبروی هتل دارهادی رفتیم و با یک افغانی که معروف به شفیق بود به توافق رسیدیم و آنرا برای موسم حج به 9000ریال سعودی که نزدیک به 8میلیون تومان میشود اجاره کردیم.-هرمجموعه که شامل تا 4کاروان باشد یک وانت باید اجاره کند -شفیق آدم خوب و ساکن مکه است وبا اینکه سنی است با ایرانیها بسیار گرم است و دل پری از سعودیها دارد.کم کم کارگران ساختمان هتل مازیاد وزیادتر میشوند و ما هم جز ایده دادن به سامی -صاحب هتل - کاری از دستمان بر نمی آید . شب جمعه است و ساعت 10شب به حرم میرویم ووقتی وارد حرم شدیم سیل زائرین اعم از ایرانی وعرب و غیر آن به طواف مشغول بودند وما هم به نیت همه دوستالن والتماس دعا کنندگان طواف کردیم ونماز طواف و جزئ30قران راهم که نا تمام مانده بود به انجام رسانیدیم و نظاره گر مکان طواف موقتی شدیم که در حال نصب شدن بود تا بتواند جوابگوی زائرین حج باشد --برای توسعه حرم قسمتی از طبقه اول که مربوط به دوره عثمانی است را تخریب کرده اند تا فضای صحن طواف بیشتر شود و چون طبق دوم و بام نیز تخریب شده بطور موقت از اسکلتی دایره شکل  برای طواف استفاده کرده اند وبه همین دلیل 20درصد زائرین درحج کم شده است-دیر وقت با همکاران به هتل برگشتیم تا صبحی دیگررا با نشاطی مضاعف آغاز کنیم . تافردا.

.....................

هتلی که در آن اقامت داشتیم متعلق به زائرین لرستانی بود که  هنوز نیامده بودند اما صبح که خواستیم از هتل خارج شویم افراد ی را دیدیم که وارد هتل شدند وفهمیدیم که مدیر مجموعه وعواملش هستند و دریافتیم  که هرچه زودتر باید اتاقهائیکه با اجازه ستاد اشغال کرده بودیم تخلیه کنیم و به هتل هنوز آماده نشده خودمان نقل مکان کنیم.- هتل مااگر آماده میشد قابل مقایسه با این هتل نبود و این از شانس خوب زائرین کاشان بود - .البته آقای موسوی مدیر مجموعه و آقای امینی پزشک مجموعه که اتفاقا ابیانها ی واز دوستان بنده بود خیلی اصرار کردندکه ما هم بمانیم  وما هم با تشکر اسباب و اثاثیه مربوطه را برداشتیم وبه اتاقهای بی در و پیکر خودمان واردشدیم و بعد از سرکشی به کارگران ورنگ کارها که داشتند سقف نماز خانه را رنگ میکردند و سنگ ساب ها که کف سالن را میسائیدند انبار را مشخص کردیم وساعت 9 به جلسه ستاد که درهتل -نسمات- است رفتیم و آقای اسماعیلی مدیر ستاد که الحق و الانصاف بسیار انسان وارسته ای بود مطالبی در مورد کارهائیکه برای زائرین باید انجام دهیم تذکر دادو مابعداز یادداشت برداری  به مجموعه برگشتیم و با مدیران کاروانها آقایان فتاحی-پرتوی-کاشانی -استحقاقی تماس گرفتم و مسائل و مشکلات موجود را با آنان درمیان گذاشتم واز لحظه ورود زائرین اطلاع یافتم.تافردا.

....................

آقای سامی -صاحب هتل-آمد با اوصحبت کردیم در مورد نوع صندلی ها و ویدئو پرژکتور و نصب بلندگوو لواز م داخل اتاقها که قول داداز بهترین نوع باشد و قرار گذاشت کار رستوران را تمام کند . طبقات 5و6 هم روبه اتمام بود و کارگران لوازم مربوطه را دپو کرده بودند تا در کمترین زمان ممکن چیدمان اتاقها را آغازکنند. شاید تا آخر شب از زیر زمین به طبقات بالا و پائین میرفتیم و بر کار آنها نظارت  و نکات ضروری را یادداوری میکردیم شاید زودترآماده شود ..از کاشان خبر دادند که اولین پرواز تا 3روز دیگر انجام میشود  وما تانزدیک صبح نخوابیدیم .اتاقهای طبقه 5و 6 کم کم آماده شد و چیدمان صورت گرفت و کمی خیالمان راحت شد .فردای آنروز صندلی ها را آوردند با میز ولوازم دیگر و بعداز ظهر مبل لابی و لوسترها و تابلوها و آینه ها به هتل آورده شد و در جای خودشان قرارداده شدند.ساعت 11صبح نانوا که  ناصرنام داشت آمد و قرارداد نان را با اوبستیم تا روزانه برای ما بیاورد -نان مکه بیشتر ماشینی است و به اندازه ربع تافتون خودمان است که دربسته های 25عدی قراردارد . حاجی عباس -معاون مجموعه-هم با شفیق راننده به انبار رفتند تا هرانچه لازم است تحویل گرفته بیاورند .شب هم ماشین میوه آمد وانرا تخلیه کردیم وبعداز آن بطری های آب را تحویل گرفتیم و در انبار قراردادیم .انبار یواش یواش پرشد و طبقات هم فرمی بخود گرفت و لابی هتل شکل گرفت و مبلها چیده شد و کارگران هتل با لباس فرم در جایگاه مربوطه قرار گرفتند . هتل داشت آماده استقبال از زائرین می شد. وبه روز موعود نزدیک می شدیم.تافردا.


....................

داخل سالن اتاقی را برای مطب پزشک درنظر گرفتیم و آقای دکتر ساغر -پزشک مجموعه- آنرا تجهیز کرد -امسال بجای آنکه هر کاروانی یک پزشک همراه خود بیاورد آنرا تجمیع کردهاند و هرمجموعه که شامل چند کاروان است 1یا 2 پزشک به تناسب تعداد کاروان می آورند تا هم صرفه در ویزا شود وهم پزشکان 24ساعته باشند-

.ماهم اتاق مدیر وعوامل هم اتاقهای زائرین را تجهیز کردندو یک کاروان از هتل کناریما که اهل لرستان بود امدند وقراربود فرداهم کاروانهای آقایان فتاحی و استحقاقی بیایند و ما خیلی کارداشتیم و هیجان خاصی همراه با دلشوره واضطراب برماحاکم بود . شاید برای لحظه ای هم هتل راترک نکردیم .قرار بود ساعت 12شب برسند همه آماده .یکی چای درست کرده بود دیگری شکلات آورده بود آنیکی اسفند دود میداد وخلاصه همه مشغول به کاری برای استقبال از ضیوف الرحمان  که تلفن آقای فتاحی زنگ زد که ما در ابتدای مکه هستیم ادرس رادادیم وآقای ابولفضلی که یکی ازخدمه های مجرب بود را باوانت به خیابان عزیزیه که سرراست بود برای راهنمائی آنها فرستادیم وبعداز چنددقیقه اولین اتوبوس حامل زوار به سرپرستی آقای رسولی -معاون کاروان-رسید و باسلام و صلوات انها را به داخل هتل راهنمائی و عمال ساک انهارا به اتاقهایشان منتقل کردند و پس از نوشیدن یک لیوان چای داغ به صحبت های مدیر مجموعه که شامل خوش آمد ونکات ضروری هتل و سروسیها ورستوران ونکات دیگر بود گوش دادند تا اینکه اتوبوس دوم هم آمد وزائرینش به هتل راهنمائی شدند . تا فردا.

...................

.ساعاتی بعد اتوبوس آقای استحقاقی و آقای گلسرخ از کاروان دوم رسیدند و با چای و شکلات پذیرائی شدند و به سلامتی آنها هم اسفندی دود کردیم و برایشان صلوات فرستادیم و بعداز مطالبی که برای آشنائی آنها  به هتل بیان کردیم به اتاقهایشان راهنمائی شدند تا در اولین فرصت برای انجام اعمالشان به حرم بروند .ما کمی نفسی به راحتی کشیدیم که تا اینجای کارزائرین بدون دغدغه انجام شده است و فعلا 2کاروان مستقر شده بودند. .  .چند مینی بوس که در خط 4 هستند آماده کردیم - مکه مکرمه را به چند بخش تقسیم کرده اند و هربخش و منطقه ای یک خط اتوبوس دارد که خط  4مربوط به ما میشد  --  وبا یک خدمه مجرب در حالیکه همه سپیدپوش بودند عازم  خانه دوست شدند.  دیدنی بود شوروحال زائران درآن احوال که سر از پا نمی شناختند. بعد از مدتی کاروان دوم آماده حرکت برای انجام اعمال شدند و ودر حالیکه روحانی و مدیر ومعاون همراه کاروان بودند با سلام و صلوات عازم مسجدالحرام شدند -امسال ساختار کاروانها بر اساس تعداد اتوبوس تعیین گردیده که کمترین آن 90نفره که 2اتوبوسی است و 135 نفره که به اندازه ظرفیت 3اتوبوس  و بیشتراز آن میباشد و کاروانهای کاشان همه 90 نفره بودند که شامل مدیر و معاون و روحانی  است وکارهای دیگر کاروان که قبلا مدیر کاروان انجام میداد  در اختیار مجموعه قرار گرفته است .--ما برای استراحت به استراحتگاه خود رفتیم و کشیک شب تا صبح بیداربود تا هم وظیفه خود راانجام دهد و هم نظاره گر حاجیان خسته و آسوده از اعمال باشد. تا فردا.

....................

جمعه شب کاروان آقای کاشانی آمدند و با استقبالی در خور توجه وبا اسپند و شیرینی  به هتل وارد شدند و با استراحتی که انجام دادند با اتوبوسهای خط4 به حرم رفتند و با انجام اعمال به کاروان برگشتند و  در موقع ناهار که قرمه سبزی داشتیم 3 کاروان حاضر بودند و منتظر کاروان چهارمی بودیم . مدیران ومعاونین کاروانها به خدمه هتل و مجموعه در غذا دادن کمک کردند  و هنوز به درستی تقسیم وظایف نشده بود ولی کارها با نظم و انضباط خوبی به پیش می رفت و در عرض 1ساعت تمامی زائرین نهار را سرو کرده و بعد از صرف میوه به اتاقهای خودشان مراجعت کردند .عمالی که به ما کمک میکردند بسیار جوان و مظلوم بودند و زائرین هم آنها را خیلی دوست داشتند .ساعت 9 برای جلسه به ستاد منطقه رفتیم و گزار ش کار را ارائه کردیم و. ساعت 11صبح  مسئول ستاد آقای اسماعیلی و معاون ایشان برای بازدید از هتل ما آمدند و بعداز بازدید خیلی از مجموعه تشکر کردند و فردای آنروز در جلسه ستاد از مجموعه کاشان و مدیر و عوامل آن تقدیر کردند و کارهای انجام شده در هتل کاشان را سر مشقی برای دیگر مدیران دانستند   و امشب آخرین کاروان ما با مدیریت آقای پرتوی می آید و تافردا.

..................

بالاخره كاروان چهارمي به مديريت آقاي پرتوي هم در نيمه شب رسيد و به انتظار تكميل شدن اين پازل پايان داد آقاي بهداد معاون و روحاني هم  با زائران احرام بسته درمسجد جحفه رسيدند.-- يكي از مكانهائي كه زائرين در آنجا محرم مي شوند مسجد جحفه است كه حدود 2 ساعت از جده فاصله دارد  .بطوريكه زائرين بايد از جده به جحفه بروند ومحرم شوند و از آنجا تقريبا همين مسافت را برگردند و به مكه بروند كه حدود 6ساعت طول ميكشد-- خستگي از چهره زائرين هويدابودو  وقتي همشهريهاي خودشان را در استقبال از خودشان ديدند كمي چهره شان باز شد و به گرمي پذيرائي شدند و با سلام و صلوات ساكشان را برداشته و به محل استراحت رفتند  تا اذان صبح كه به اتفاق عوامل به حرم مشرف شوند  ما با مدير خوش و بشي كرديم و اطلاعات لازم به آنها داده شد و از اينكه به سلامتي اين راه طولاني را پيموده اند خرسند بودند . زائرين ديگر كاروانها لباس احرام را در آورده بودند و فارغ البال با ميني بوسهاي خط 4 به حرم ميرفتند و براي نهار به هتل باز ميگشتند و ما مقدمات مني وعرفات را آماده مي كرديم  .با روحانيون و مديران كاروانهاي مسقر در مجموعه جلسه اي گذاشتيم تا  براي جشنها ومناسبتها و ادعيه كميل و ندبه و...برنامه ريزي شود كه تقسيم كار شد و منتظر اولين مناسبت شديم .تافردا


استقرار در هتل مدینه

مدینه منوره

 

بلاخره پس از چند ساعت راه زایرین در ساعت 10 شب به محل استقرار خود در مدینه رسیدند.

بعد از صرف شام به اتاقها رفتند و استراحت نموده تا خستگی چند ساعت راه از مکه به مدینه را از تن بیرون کنند .

هوای مدینه نسبتا خنک میباشد . و نام هتل محل استقرار زایرین صافی الیاس میباشد. از نظر فاصله میتوان گفت جزئ نزدیکترین هتلهای موجود در مدینه میباشد .از این نظر زایرین میتوانند به راحتی و بدون دغدغه مسیر در تمام نمازهای جماعت مسجد النبی شرکت کنند.

در تصویر فوق محل استقرار زایرین و مسجد النبی مشخص شده.باب ورودی به صحن مسجد 13 و فاصله تقریبی هتل تا مسجد حدودا 100 متر است.




ارسال شده در مورخه : يكشنبه، 22 آبان ماه، 1390 توسط rovzehrezvan  چاپ مطلب
 

مرتبط باموضوع :

 تصاويري از پايان جنگ با شيطان  [ چهارشنبه، 16 آذر ماه، 1390 ] 932 مشاهده
 فرم هم اتاقی  [ يكشنبه، 27 شهريور ماه، 1390 ] 1120 مشاهده
 کوچ از مکه به مدینه  [ يكشنبه، 22 آبان ماه، 1390 ] 1035 مشاهده
 همایش سراسری مسافران قبله  [ شنبه، 2 مهر ماه، 1390 ] 1331 مشاهده
 تصاویر جذاب و دیدینی از زایرین  [ يكشنبه، 15 آبان ماه، 1390 ] 931 مشاهده
 
 
نام شما: [ عضویت ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]
امتیاز دهی به مطلب

انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت


اشتراک گذاري مطلب

صفحه اصلي |  جستجو |  دريافت فايل |  آرشيو اخبار |  تماس با ما




www.mashhadteam.ir